Universitas Scholarium — A Community of Scholars Log In

← با هم انگلیسی بیاموزیم

Lesson 13

that
13 of 13 lessons

Lesson 13 English for Persian Speakers: A Latinum Institute Language Course

that - آن / که

مقدمه (Introduction)

کلمه that یکی از پرکاربردترین کلمه‌های زبان انگلیسی است و دو چهره دارد. در درس ۱۱ چهره اول آن را دیدیم: that به معنای «که»، برای وصل کردن جمله‌ها (I know that she will come) و برای ساختن جمله موصولی (the book that I read). در این درس به چهره دوم می‌پردازیم: that به معنای «آن»، کلمه‌ای که به چیزی دور اشاره می‌کند.

مهم‌ترین تفاوت با فارسی این است: در فارسی «آن» قبل از اسم جمع تغییر نمی‌کند (آن کتاب، آن کتاب‌ها)، اما در انگلیسی that قبل از اسم جمع به those تبدیل می‌شود (that book، those books). همچنین that در انگلیسی معانی دیگری هم دارد: «آن یکی» (that one)، اشاره به حرفی که کسی زد (That's right = درست است)، و «آن‌قدر» (not that difficult = آن‌قدرها هم سخت نیست).

نکات کلیدی:

- that + اسم مفرد = آن + اسم: that house (آن خانه) - those + اسم جمع = آن + اسم جمع: those houses (آن خانه‌ها) - this / these = این؛ that / those = آن - that به تنهایی (ضمیر): That is my bag (آن کیف من است) - that one = آن یکی - that = که (در درس ۱۱): I know that… (می‌دانم که…)

The word that points at something away from the speaker, and it also joins clauses. Persian divides the work between two words, آن and که; English uses one. This lesson trains the Persian reader in the pointing that, and above all in the plural those, which Persian آن never needs.

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section A (Interleaved English-Persian Text)

13.1 That آن is است my من bag کیف

13.2 Look نگاه کن at به that آن bird پرنده!

13.3 Who کی is ـست that آن man مرد?

13.4 Those آن apples سیب‌ها are هستند sweet شیرین

13.5 That's (= that is) است right درست!

13.6 That آن car ماشین is است very خیلی fast سریع

13.7 Do - you تو remember یادت هست that آن day روز in در Shiraz شیراز?

13.8 That آن was بود a -ی wonderful فوق‌العاده evening شب

13.9 These این shoes کفش‌ها are هستند new نو, but اما those آن shoes کفش‌ها are هستند old کهنه

13.10 Which کدام cup فنجان do - you تو want می‌خواهی? That آن one یکی, please لطفاً

13.11 The - weather هوای in - Tabriz تبریز is است colder سردتر than از that هوای (= آن) in - Tehran تهران

13.12 The - exam امتحان was - not نبود that آن‌قدرها difficult سخت

13.13 She او was بود so آن‌قدر tired خسته that که she - fell - asleep خوابش برد on در the - bus اتوبوس

13.14 I - know می‌دانم that که that آن answer جواب is است wrong غلط

13.15 The - man مردی that که sold فروخت us به ما the - carpet فرش را said گفت that که it آن فرش was است a - hundred صد years - old ساله

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section B (Complete English Sentences with Persian Translation)

13.1 That is my bag. آن کیف من است.

13.2 Look at that bird! به آن پرنده نگاه کن!

13.3 Who is that man? آن مرد کیست؟

13.4 Those apples are sweet. آن سیب‌ها شیرین هستند.

13.5 That's right! درست است!

13.6 That car is very fast. آن ماشین خیلی سریع است.

13.7 Do you remember that day in Shiraz? آن روز در شیراز یادت هست؟

13.8 That was a wonderful evening. آن شب فوق‌العاده‌ای بود.

13.9 These shoes are new, but those shoes are old. این کفش‌ها نو هستند، اما آن کفش‌ها کهنه هستند.

13.10 Which cup do you want? That one, please. کدام فنجان را می‌خواهی؟ آن یکی، لطفاً.

13.11 The weather in Tabriz is colder than that in Tehran. هوای تبریز از هوای تهران سردتر است.

13.12 The exam was not that difficult. امتحان آن‌قدرها سخت نبود.

13.13 She was so tired that she fell asleep on the bus. او آن‌قدر خسته بود که در اتوبوس خوابش برد.

13.14 I know that that answer is wrong. می‌دانم که آن جواب غلط است.

13.15 The man that sold us the carpet said that it was a hundred years old. مردی که فرش را به ما فروخت گفت که آن فرش صد ساله است.

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section C (English Text Only)

13.1 That is my bag.

13.2 Look at that bird!

13.3 Who is that man?

13.4 Those apples are sweet.

13.5 That's right!

13.6 That car is very fast.

13.7 Do you remember that day in Shiraz?

13.8 That was a wonderful evening.

13.9 These shoes are new, but those shoes are old.

13.10 Which cup do you want? That one, please.

13.11 The weather in Tabriz is colder than that in Tehran.

13.12 The exam was not that difficult.

13.13 She was so tired that she fell asleep on the bus.

13.14 I know that that answer is wrong.

13.15 The man that sold us the carpet said that it was a hundred years old.

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section D (Grammar Explanation in Persian)

این‌ها قواعد دستوری کلمه that هستند:

۱. صفت اشاره: that و those

- that قبل از اسم مفرد: that bird (آن پرنده)، that car (آن ماشین) - those قبل از اسم جمع: those apples (آن سیب‌ها)، those shoes (آن کفش‌ها) - در فارسی «آن» همیشه ثابت است: آن پرنده، آن پرنده‌ها. در انگلیسی باید شکل کلمه را عوض کنید - جفت‌ها: this / these = این (نزدیک)؛ that / those = آن (دور)

۲. ضمیر اشاره: that به تنهایی

- That is my bag (۱۳.۱) = آن کیف من است - Those are my books = آن‌ها کتاب‌های من هستند - توجه: در فارسی می‌گوییم «این‌ها مرد هستند» و اسم مفرد می‌ماند؛ در انگلیسی اسم باید جمع باشد: Those are men، نه ✗ Those are man

۳. that one = آن یکی

- That one, please (۱۳.۱۰) = آن یکی، لطفاً - one جای اسم تکرارشده را می‌گیرد (cup)؛ برای جمع معمولاً فقط those می‌گوییم: Those, please

۴. that برای اشاره به یک حرف یا موقعیت

- That's right! (۱۳.۵) = درست است! - That was a wonderful evening (۱۳.۸) = آن شب فوق‌العاده بود - در این کاربرد، فارسی‌زبانان اغلب «این» می‌گویند (این خوب است). انگلیسی برای چیزی که گذشته یا دیگری گفته، معمولاً that به کار می‌برد

۵. that of / that in (برای پرهیز از تکرار اسم)

- The weather in Tabriz is colder than that in Tehran (۱۳.۱۱): that = the weather - در فارسی اسم را تکرار می‌کنیم (هوای تبریز… هوای تهران)؛ در انگلیسی رسمی that جای آن را می‌گیرد. برای جمع: those of / those in

۶. that به معنای «آن‌قدر»

- not that difficult (۱۳.۱۲) = آن‌قدرها سخت نیست - این کاربرد بیشتر در جمله منفی و در گفتار است

۷. that به معنای «که» (یادآوری درس ۱۱)

- so + صفت + that = آن‌قدر … که: so tired that she fell asleep (۱۳.۱۳) - بعد از فعل‌هایی مانند know, say, think: I know that… (۱۳.۱۴) - در جمله موصولی: The man that sold us the carpet (۱۳.۱۵) = مردی که فرش را به ما فروخت - در فارسی «که» حذف نمی‌شود، اما در انگلیسی گفتاری that ربط‌دهنده را اغلب حذف می‌کنند: I know that answer is wrong - در ۱۳.۱۴ دو that پشت سر هم آمده است: اولی = که، دومی = آن. این کاملاً درست است

۸. زمان در نقل قول

- در ۱۳.۱۵: said that it was … در فارسی زمان جمله اصلی حفظ می‌شود (گفت که صد ساله است)، اما در انگلیسی بعد از said معمولاً فعل به گذشته می‌رود (was)

اشتباهات رایج:

- ✗ that apples → ✓ those apples - ✗ Those apple are sweet → ✓ Those apples are sweet - ✗ Those are man → ✓ Those are men - ✗ This was a wonderful evening (برای شبی که گذشته) → ✓ That was a wonderful evening - ✗ The man that he sold us the carpet → ✓ The man that sold us the carpet (در جمله موصولی ضمیر تکرار نمی‌شود)

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section E (Cultural Note in Persian)

- that از پرکاربردترین کلمه‌های زبان انگلیسی است و تقریباً در هر گفت‌وگویی شنیده می‌شود. - انگلیسی‌زبانان برای تأیید حرف دیگران از that استفاده می‌کنند: That's right (درست است)، That's true (راست است)، That's it! (همین است! / تمام شد!)، That's a good idea (فکر خوبی است). فارسی‌زبانان در این موقعیت معمولاً «این» یا هیچ کلمه‌ای به کار نمی‌برند. - That's all = همین، تمام. در فروشگاه: That's all, thank you (همین، ممنون). - اشاره با that به یک شخص در حضور خود او (Who is that?) ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد. مؤدبانه‌تر است بپرسید: Who is that gentleman? یا Excuse me, who is that lady? همان‌طور که در فارسی «آن آقا» مؤدبانه‌تر از «آن» تنهاست. - در تلفن، انگلیسی بریتانیایی می‌گوید Who is that? (کیه؟) و انگلیسی آمریکایی بیشتر Who is this?

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section F (Literary Quote)

Part F-A (Interleaved Text)

We ما have - come آمده‌ایم to - dedicate تا وقف کنیم a - portion بخشی of از that آن field میدان, as به عنوان a - final آخرین resting آرام place ـگاه for برای those کسانی who که here اینجا gave دادند their - lives جانشان را that تا that آن nation ملت might - live زنده بماند

— Abraham Lincoln, The Gettysburg Address (delivered 19 November 1863), Bliss copy (1864)

Part F-B (Complete Translation)

"We have come to dedicate a portion of that field, as a final resting place for those who here gave their lives that that nation might live."

«آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان را وقف کنیم، به عنوان آخرین آرامگاه کسانی که در اینجا جان خود را دادند تا آن ملت زنده بماند.»

(این ترجمه برای این درس و تا حد امکان کلمه به کلمه انجام شده است و ترجمه ادبی منتشرشده‌ای نیست.)

Part F-C (Literary Analysis)

آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور آمریکا، این سخنرانی کوتاه را در نوامبر ۱۸۶۳ در گتیسبورگ ایراد کرد، در مراسم افتتاح گورستان سربازانی که در نبرد گتیسبورگ در جنگ داخلی آمریکا کشته شده بودند. کل سخنرانی کمتر از سیصد کلمه است. این جمله در یک سطر سه چهره that را نشان می‌دهد: that field (آن میدان، صفت اشاره)، that nation (آن ملت، صفت اشاره) و that به معنای «تا / برای اینکه» که هدف را بیان می‌کند. those who (کسانی که) هم شکل جمع that است. ترکیب «that that» برای خواننده امروزی عجیب به نظر می‌رسد، اما کاملاً درست است. متن بالا از «نسخه بلیس» (۱۸۶۴) است، آخرین نسخه شناخته‌شده‌ای که لینکلن به خط خود نوشت و تنها نسخه‌ای که امضا و تاریخ دارد.

Part F-D (Grammatical Notes)

- that field / that nation: صفت اشاره، مثل that bird در ۱۳.۲ - those who = کسانی که: those اینجا ضمیر جمع است و who جمله موصولی را شروع می‌کند. those who یک ترکیب ثابت و رسمی است - that … might live = تا … زنده بماند: that به معنای «تا / برای اینکه»، کاربردی کهن و ادبی. در انگلیسی امروز می‌گوییم so that: so that the nation might live - that that: اولی ربط‌دهنده (تا)، دومی صفت اشاره (آن)؛ مانند ۱۳.۱۴

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Genre Section: Dialogue at a Market Stall

Section A (Interleaved English-Persian Text)

13.16 Sara سارا: Excuse ببخشید me -, how چند much - is است that آن scarf شال?

13.17 Seller فروشنده: Which کدام one یکی? This این blue آبی one -?

13.18 Sara سارا: No نه, that آن green سبز one - next کنار to - the - window پنجره

13.19 Seller فروشنده: That آن one یکی is است twenty بیست pounds پوند

13.20 Sara سارا: That این is است a - little کمی expensive گران

13.21 Seller فروشنده: Those آن scarves شال‌ها are هستند cheaper ارزان‌تر, ten ده pounds پوند each هر کدام

13.22 Sara سارا: But ولی they آن‌ها are - not نیستند as به soft نرمی as - that آن one یکی

13.23 Seller فروشنده: That آن silk ابریشم is است from از Iran ایران

13.24 Sara سارا: Really واقعاً? That آنجا is - where - I من was - born به دنیا آمدم!

13.25 Seller فروشنده: Then پس that آن scarf شال should باید go برود home به خانه with با you شما

13.26 Seller فروشنده: I من can می‌توانم sell بفروشم it آن را for به fifteen پانزده. That این is است my من best بهترین price قیمت

13.27 Sara سارا: That - sounds به نظر می‌رسد fair منصفانه. I من will - take برمی‌دارم it آن را

13.28 Seller فروشنده: Do - you شما want می‌خواهید a - bag کیسه for برای that آن?

13.29 Sara سارا: No نه, thanks ممنون. I - hope امیدوارم that که it - keeps نگه دارد me -م warm گرم this این winter زمستان

13.30 Seller فروشنده: I - am - sure مطمئنم that که it - will نگه می‌دارد. That آن color رنگ suits می‌آید you به شما!

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section B (Complete English Sentences with Persian Translation)

13.16 Sara: Excuse me, how much is that scarf? سارا: ببخشید، آن شال چند است؟

13.17 Seller: Which one? This blue one? فروشنده: کدام یکی؟ این آبی؟

13.18 Sara: No, that green one next to the window. سارا: نه، آن سبز کنار پنجره.

13.19 Seller: That one is twenty pounds. فروشنده: آن یکی بیست پوند است.

13.20 Sara: That is a little expensive. سارا: این کمی گران است.

13.21 Seller: Those scarves are cheaper, ten pounds each. فروشنده: آن شال‌ها ارزان‌تر هستند، هر کدام ده پوند.

13.22 Sara: But they are not as soft as that one. سارا: ولی آن‌ها به نرمی آن یکی نیستند.

13.23 Seller: That silk is from Iran. فروشنده: آن ابریشم از ایران است.

13.24 Sara: Really? That is where I was born! سارا: واقعاً؟ من آنجا به دنیا آمدم!

13.25 Seller: Then that scarf should go home with you. فروشنده: پس آن شال باید با شما به خانه برود.

13.26 Seller: I can sell it for fifteen. That is my best price. فروشنده: می‌توانم آن را به پانزده بفروشم. این بهترین قیمت من است.

13.27 Sara: That sounds fair. I will take it. سارا: منصفانه به نظر می‌رسد. آن را برمی‌دارم.

13.28 Seller: Do you want a bag for that? فروشنده: برای آن کیسه می‌خواهید؟

13.29 Sara: No, thanks. I hope that it keeps me warm this winter. سارا: نه، ممنون. امیدوارم که این زمستان گرمم نگه دارد.

13.30 Seller: I am sure that it will. That color suits you! فروشنده: مطمئنم که نگه می‌دارد. آن رنگ به شما می‌آید!

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section C (English Text Only)

13.16 Sara: Excuse me, how much is that scarf?

13.17 Seller: Which one? This blue one?

13.18 Sara: No, that green one next to the window.

13.19 Seller: That one is twenty pounds.

13.20 Sara: That is a little expensive.

13.21 Seller: Those scarves are cheaper, ten pounds each.

13.22 Sara: But they are not as soft as that one.

13.23 Seller: That silk is from Iran.

13.24 Sara: Really? That is where I was born!

13.25 Seller: Then that scarf should go home with you.

13.26 Seller: I can sell it for fifteen. That is my best price.

13.27 Sara: That sounds fair. I will take it.

13.28 Seller: Do you want a bag for that?

13.29 Sara: No, thanks. I hope that it keeps me warm this winter.

13.30 Seller: I am sure that it will. That color suits you!

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Section D (Grammar Notes for the Dialogue)

- this one / that one (۱۳.۱۷–۱۳.۱۹): فروشنده به شالی که نزدیک خودش است می‌گوید this blue one (این آبی)، و سارا به شالی که دور است می‌گوید that green one (آن سبز). فاصله تعیین می‌کند this یا that. - those scarves (۱۳.۲۱): شال‌ها جمع‌اند، پس those. در فارسی همان «آن شال‌ها». - That is a little expensive / That is my best price (۱۳.۲۰، ۱۳.۲۶): that به قیمتی که گفته شد اشاره می‌کند. در فارسی طبیعی‌تر است بگوییم «این». به همین دلیل در ترجمه «این» آمده است. - That is where I was born (۱۳.۲۴): that به جایی که گفته شد (ایران) اشاره می‌کند: «آنجا». - That sounds fair (۱۳.۲۷): عبارت رایج برای پذیرفتن پیشنهاد. در فارسی نهاد حذف می‌شود (منصفانه به نظر می‌رسد)، اما در انگلیسی that لازم است. - I hope that / I am sure that (۱۳.۲۹، ۱۳.۳۰): اینجا that = که. در گفتار می‌توان آن را حذف کرد: I hope it keeps me warm. - it will (۱۳.۳۰): انگلیسی فعل تکرارشده را حذف می‌کند و فقط will را نگه می‌دارد (it will = it will keep you warm). فارسی فعل را تکرار می‌کند: نگه می‌دارد.

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

Pronunciation Guide

- that – شکل قوی [ðæt]: وقتی that اشاره است (آن)، همیشه کامل و با تأکید تلفظ می‌شود: That car, That's right. - that – شکل ضعیف [ðət]: وقتی that = که است، کوتاه و بی‌تأکید تلفظ می‌شود: I know that she… [aɪ ˈnəʊ ðət ʃi]. در ۱۳.۱۴ این تفاوت را می‌شنوید: I know [ðət] [ˈðæt] answer is wrong. - صدای [ð]: این صدا در فارسی نیست. فارسی‌زبانان اغلب آن را [z] یا [d] تلفظ می‌کنند (zat یا dat). نوک زبان را میان دندان‌های بالا و پایین بگذارید و با لرزش تارهای صوتی نفس را بیرون بدهید. این صدا شبیه تلفظ عربی «ذ» است. - صدای [æ]: خبر خوب! این همان صدای فتحه (ـَ) در فارسی است، مثل «سَر». that را مانند «ذَت» بگویید. - those [ðəʊz] (بریتانیایی) / [ðoʊz] (آمریکایی): صدای پایانی [z] است، نه [s]. واکه آن دو جزئی است (اُ + و)، نه «او» ساده فارسی. - this / these [ðɪs] / [ðiːz]: these کشیده‌تر از this است. فارسی‌زبانان گاهی این دو را یکی می‌کنند.

✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾ ✾ ❦ ✾ ❦ ✾

---

Course Index: [latinum.substack.com/p/index](https://latinum.substack.com/p/index)

← Lesson 12 ↩ Course Index